دوباره نوشتن عزیزای زیادی رو برگردوند بهم... از قدیم تر ها... اینگه هنوز تو یادشون هستم شمعی تو تاریکی شبهای تنهاییم روشن میکنه...

میخوام که بنویسم اما مساله اینجاست که هی مجبورم خودمو سانسور کنم

و من از سانسور متنفرم

دوست دارم رها باشم، خودم باشم، برقصم، قهقهه بزنم، بنوشم، بازی کنم، بچرخم؛ اما ...

دلم میخواد فقط بنویسم، حیف...