من فمنیست نشده ام که بگویم مرد ها موجودات بدی هستند و من میخواهم آن ها راتبدیل به موجودات خوبی بکنم..من فمنیست نشدم چون پدرم من را  تا هجده سالگی در خانه زندانی کرده ..تلفون برای خانه نکشیده … و گرچه اعتراف نمیکند همیشه دلش خواسته پسر داشته باشد…فمنیست نشده ام که پدر ها را عوض کنم تا مهربان تر باشند که بهتر درک کنند دختر های جوانشان را…

.نه!من فمنیست شده ام به خاطر اینکه قانونی ورای من..ورای تو ..ورای پدرم ناعادلانه است.قانونی که به پدرم یا داد هرچه روشنفکر باشی باش..اما خواهرهایت نباید رنگ افتاب و مهتاب ببینند.قانونی که به خواهر های پدرم گفت که  شاکی نباشند.که خوش به حالشان است تازه که همچین برادر های باغیرتی دارند…قانونی که وقتی بابا به مامان گفت مینی ژوپ نپوشد  به مامان قبولاند که این :یعنی همسرش عاشقش است.

من فمنیست شدم چون مامانم باور داشت که دختر تا هجده سالگی نباید ابروهایش را بردارد.که هر چقدر هم روشنفکر، حرف حرف مرد ها است. فمنیست شدم چون مادرم باور داشت که من حق ندارم قبل از مردی که قرار بود همسرم بشود با کسی رابطه داشته باشم.من فمنیست شدم نه به خاطر مردهایی که احاطه ام کرده بودند.به خاطر زنها..به خاطر زنهایی که سرنوشتشان را مثل صلیب پذیرفته بودند…پذیرفته بودند که درست است که دنیا اینطوری باشد.همیشه گفته ام.من با مرد ها جنگی ندارم.با زنها هم جنگی ندارم.اما فمنیست نشدم تا مرد ها را تغییر بدهم.فمنیست شدم تا زنها را عوض کنم.تا این باور تاریخی مرد محور را عوض کنم.فمنیست شدم تا مفهوم آبروی خانواده  به دو تا موی اضافه ی ابرو و پرده بکارت من وصل  نباشد.فمنیست شدم تا دیگر هیچ دختری یواشکی ماتیک نزند. میخواهم صد سال سیاه مرد ها عوض نشوند..قرار است من صبر کنم تا مردها عوض بشوند ؟قرار است تلاش کنم تا مرد ها عوض بشوند؟نه.قرار است من عوض بشوم . من که عوض بشوم..زنها  که عوض بشوند مرد ها هم سعی می  کنند عوض بشوند.باید خودشان بفهمند که لحظه تغییر رسیده است.که دارند از ماها جا میمانند .وگرنه من راهم را به سمت جلو پیش میروم و هر مردی که نتواند همپایم بیاید را توی جاده رها میکنم.خسته ام.خسته.فقط میتوانم بار خودم را بکشم و اگر دستی داشته باشم میخواهم به زنها کمک کنم تا بفهمند ان چیزهایی که باور دارند عشق و احترام و حمایت است به قیمت بد بختیشان تمام خواهد شد.به قیمت یک عمر زندگی نکردنشان.به قیمت اینکه یک نفر دیگر بتواند سرخورگی های اجتماعیش را سرشان خالی کند.که یک نفر دیگر فکر کند ادم است به قیمت اینکه انها هرگز ادم نباشند .نفر اول است به قیمت اینکه انها همیشه دومی باشند .میخواهم به زنها کمک کنم تا دوم بودن را باور نکنند..من به امید روزی فمنیست شدم که هیچ زنی به صلیبش با افتخار نگاه نکند.

 

  Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman","serif";}

 


 

بعدا نوشت: ستاره ی عزیزم تولد تو و نامزد مهربونت مبارک باشه. همیشه ی ایام خوش باشی و خوشبخت...