. شروع .

. تمام .

به همین پوچی 

و تو منتظر معجزه‌ی ابراهیمی!

گمانم پیامبرم را اشتباهی گزیده‌ام

گمانم باید بقچه ام را ببندم و بروم

هرسال نمی‌آیی

هرسال...

کاش یکبار دوست داشتن را برایم معنا کنی.

کاش مثل تو خودخواه بودم.

باید بقچه ام را ببندم؛ تو نمی‌آیی...

بلیط یک سره به نیستی

بلیط یک سره به

. تمام .

اسماعیل*

* مر مر